گفتی غزل بگو چه بگویم مجال کو شیرین من برای غزل شور وحال کو پرمیزند دلم به هوای غزل ولی گیرم هوای پر زدنم هست بال کو
من همینم بی تو ، سایه ای سردرگم بی خیال دنیا ، نا امید از مردم من همینم یادی ، از نفس افتاده با پری خون آلود ، در قفس افتاده عطر آوازم را می تکانم در باد خسته ام از دیوار ، خسته ام از فریاد من همینم بی تو ، آرزویی ناچار تکه ابری تنها ، سنگی از یک دیوار ساده باشم یا نه وقتی آدم تنهاست بی تو بودن دشوار با تو بودن رویاست
سفر بهانه خوبی برای رفتن نیست نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست شب است بی تو در این کوچه های بارانی و پلک پنجره ای در تب پریدن نیست حسود نیستم آما خودت ببین حتی چراغ خانه مهتاب بی تو روشن نیست مرا ببخش اگر گریه میکنم وقتی نوشته ای که غزل ، جای گریه کردن نیست
دیدی ای دل ساقه جانت شکست؟! آن عزیزت عهد و پیمانش شکست؟! دیدی ای دل در جهان یک یار نیست؟! هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟! دیدی ای دل حرف من بیجا نبود؟! جای ما از اولش اینجا نبود...؟! ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت؟! خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت؟! آه عجب کاری به دستم داد دل ...! هم شکست و هم شکستم داد دل ...!
بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزها میشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزها تا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز… دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزها غیرمعمولیست رفتار من و شک کرده است چند روزی میشود ، مادر به خیلی چیزها نامه هایت ، عکس هایت ، خاطرات کهنهات میزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها من به این افکار زجر آور … به خیلی چیزها میروم هر چند بعد از تو برایم هیچ چیز … بعدِ من اما تو راحتتر به خیلی چیزها…
|
About![]()
https://telegram.me/vahidrahmane Archivesآذر 1396مهر 1395 تير 1395 فروردين 1395 اسفند 1394 بهمن 1394 دی 1394 آذر 1394 مهر 1394 تير 1394 خرداد 1394 ارديبهشت 1394 فروردين 1394 بهمن 1393 دی 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهريور 1393 مرداد 1393 تير 1393 خرداد 1393 ارديبهشت 1393 فروردين 1393 بهمن 1392 آذر 1392 ارديبهشت 1390 فروردين 1390 اسفند 1389 AuthorsوحیدLinks
ابزار وبلاگ LinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی کاربران آنلاين:
بازدیدها :
|